الشيخ البهائي العاملي
74
كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى )
ابليس نشد ساجد و مردود ابد شد * آندم كه ملايك همه كردند سجودم تا كس نبرد ره بشناسائى ذاتم * گه مؤمن و گه كافر و گه گبر و يهودم * * * شراب روحانى ساقيا بده جامى زان شراب روحانى * تا دمى برآسايم زين حجاب جسمانى بهر امتحان ايدوست گر طلب كنى جان را * آنچنان برافشانم كز طلب خجل مانى بى وفا نگار من مىكند به كار من * خندههاى زير لب عشوههاى پنهانى دين و دل بيك ديدن باختيم و خرسنديم * در قمار عشق اى دل كى بود پشيمانى ؟ ما ز دوست غير از دوست مطلبى نمىخواهيم « 1 » * حور و جنت اى زاهد ! بر تو باد ارزانى رسم و عادت رنديست از رسوم بگذشتن * آستين اين ژنده « 2 » مىكند گريبانى 1060 زاهدى بميخانه سرخ رو ز مى ديدم * گفتمش مبارك باد بر تو « 3 » اين مسلمانى !
--> ( 1 ) - نخ : مقصدى نميجوئيم ( 2 ) - نخ : خرقه ( 3 ) - نخ : ارمنى مسلمانى